تبليغاتX
اتاق خواب باراني مينا
اتاق خواب باراني مينا
گل مینا بخواب آروم عزیزم که تو خوابت شب و شبنم بریزم
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 توسط mina |
تا بچه ایم همه دوسمون دارن واسه اولین کلمه ای که میگیم جشن میگیرن و بعد از اون با همه دقتشون به همه حرفامون گوش میدن اما به مرور این بودن ما و صحبتکردنمون اونقدر عادی میشه که یادشون میره قبلا چقدر از هرکلمه مون لذت میبردن 

و ما با همه ی سخت بودنش یهو میفهمیم از این جا به بعد باید حتی در مورد مشکلاتمون هم سکوت کنیم چون همه اون قدر مشکل دارن که حوصله ای  حتی واسه حرفای خودشون هم ندارن سخت یا آسون یواش یواش خودمون رو به این سکوت عادت میدیم وقتی که حس میکنیم دیگه با این سکوت کردن مشکلی نداریم یهو یه نفر پیدا میشه  که میگه اومده به کلمه به کلمه ی حرفامون گوش بده اونم با دقت با تموم دلش .

خب معلومه تو اول با شک و تردید نگاش میکنی تعجب میکنی نمیفهمی چرا این کارو میکنه یواش یواش یک کلمه یک کلمه باهاش حرف میزنی به مرور بهش عتماد میکنی به خودت میای میبینی سیر تا پیاز چیزاییکه تا الان از خودتم قایم کردی بهش گفتی 

عادت میکنی به خندیدن به حرف زدن و اون برات میشه چیزی از خودت هم مهم تر

 یواش یواش بقیه متوجهت میشن و با قیافه های عصبانی میان سراغت ودرست موقعی که تو آماده ای با تمام وجودت از اون دفاع کنی وبه خاطرش جلو همه وایسی نگاهت به دور و ورت میفته و.....

میبینی اصلا کسی این جا نیست ...کسی نیست که ازش دفاع کنی....

کسی نیست که بخاطرش بجنگی!

وقتی حواست نبود رفته!وقتی میخواستی براش بجنگی رفته!

یادمون باشه بعضی از آدما اگه خیلی روشون ارزش بزاری نهایتا دوتا گوش بیشتر نیستن 

تازه اگه  واسه صدمه زدن بهت نیومده باشن! اونا رو با آدمای واقعی اشتباه نگیریم!

نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم مرداد 1390 توسط mina |

تفكر دلفيني


همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد. اما چگونه می‌توانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی، عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل كند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضی‌كننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان كتاب راهبرد دلفینی كلید این امر را تنها در همكاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند كه به طور كلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به ٣ طبقه تقسیم كرد: ماهی‌های كپور، كوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول: ماهی‌های كپور هستند كه همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌. زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی كپور را بازی می‌كنند. آنها كم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممكن است قربانی روابط غلط و تفكرات منفی خود شوند

.
دسته دوم: كوسه ماهی‌ها هستند كه روش (برنده ـ بازنده) را به كار می‌گیرند. برای این كه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این كار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای كوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هر ماهی یك وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی كرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با كوسه‌هایی برخورد كرده باشیم.

دنیای سازمان‌ها و دنیایی كه ما در آن كار می‌كنیم از دیرباز دنیای كوسه‌ها تلقی می‌شود كه گاه صحبت از كاركنانی می‌شود كه برای رسیدن به مقام‌های بالا یكدیگر را می‌درند. در دنیای پر رقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌كنند. به طور خلاصه انسان‌هایی را می‌توان یافت كه كم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده ـ بازنده هستند.
دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفین‌ها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همكاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده ـ برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی می‌كند. او هیچ كمبودی ندارد و می‌خواهد كه همه چیز را با همگان تقسیم كند. اگر یك دلفین زخمی شود، ٤ دلفین دیگر او را همراهی می‌كنند تا خود را به گروه برساند. داستان‌های زیادی نیز وجود دارد كه در آنها دلفین‌ها جان انسان‌ها را نجات داده‌اند. پژوهش‌های انجام شده در ساندیگو نشان داده‌است كه دلفین‌ها علاوه بر داشتن روحیه همكاری بسیار باهوش‌ هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوش‌ترین موجودات روی زمین دانسته‌اند.

تحقیق زیر روحیه همكاری و روش‌های برنده ـ بازنده و برنده ـ برنده را به خوبی آشكار می‌سازد. در ساندیگو پژوهشگران ٩٥ كوسه و ٥ دلفین را به مدت یك هفته در یك استخر بزرگ رها كرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا كوسه‌ها به یكدیگر حمله كردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین‌ها حمله‌ور شدند.
دلفین‌ها فقط می‌خواستند با آنها بازی كنند ولی كوسه‌ها بی‌وقفه به آنها حمله می‌كردند. سرانجام دلفین‌ها به آرامی كوسه‌ها را محاصره كرده و هنگامی كه یكی از كوسه‌ها حمله می‌كرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده‌هایش می‌كوبیدند و آنها را می‌شكستند. به این ترتیب كوسه‌ها یكی بعد از دیگری كشته می‌شدند. پس از یك هفته ٩٥ كوسه مرده و ٥ دلفین زنده در حالی كه با هم زندگی می‌كردند در استخر دیده شدند.
ارتباط هدایت شده در جهت راه حل‌ها، تمایزهای پرباری را برای روشن كردن زندگی حرفه‌ای و ‌شخصی ارائه می‌دهد. كوسه تمایزی انجام نمی‌دهد. در دنیای او برای برنده شدن‌دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفین‌ها بسیار انعطاف‌پذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیص‌های پربار زندگی می‌كنند.

بیایید یك بار دیگر ماجرای استخر سان‌دیه‌گو را مرور كنیم. وقتی یك كوسه با یك دلفین روبه‌رو می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ كوسه حمله می‌كند چون روش ارتباطی او برنده ـ بازنده است‌ ولی دلفین با انعطاف‌پذیری خاص خود فرار می‌كند و می‌گوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌كنم. در دریا برای همه به اندازه كافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همكاری كنیم. كوسه دوباره حمله می‌كند و دلفین فرار می‌كند. كوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگ‌نظری ندارد، بنابراین مجددا حمله می‌كند.

دلفین كه می‌بیند دیگر چاره‌ای ندارد می‌گوید: من آن قدر انعطاف‌پذیری دارم كه در موقع مناسب به یك كوسه تبدیل شو‌م پس حالا آماده رویارویی باش. اگر به طور تصادفی، كوسه آن قدر هوش داشته باشد كه بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در بازی و همكاری با او شركت كند، دلفین به راحتی او را می‌بخشد و طوری با او رفتار می‌كند كه انگار یك دلفین است.

تاكید كتاب راهبرد دلفینی این است كه روحیه انعطاف‌پذیری و همكاری دلفینی می‌بایستی در همه ادارات، سازمان‌ها، موسسات، مدارس، خانواده‌ها وحتی زوج‌ها تعمیم یابد‌ زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفین‌هایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطاف‌پذیری لازم برای تبدیل شدن به یك كوسه برخورداریم ولی این كار باعث نمی‌شود كه دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 توسط mina |

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم






که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم



این دیوانگیست ...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده ایم
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389 توسط mina |
 

چه لاک خوش رنگی چه آرایشی داری
چه دوست پسر خوبی چه آرامشی داری
وقتی تو ای اف امی نیس دیگه به تو فکر کنه
روزی صد بار زنگ بزنه تو رو چک کنه
راستی شنیدم تو دیگه از ما خسته شدی
شنیدم به یه کسه دیگه ای وابسته شدی
به دوست پسر جدیدت مبارک باشه
اصلا مگه میشه سلیقه ی شما بد باشه
میگن خیلی راحت خوشی خب خدارو شکر
یکیم پیدا شد و دل شما رو برد
منم که واسه رسیدن به تو بی امیدم
تا جایی که یادمه هی دنبالت میدوییدم
بزار بگم حالا که داری میری راحت
بی لیاقت گفتی تا تهش باهاتم ولی دیدی طاقت
نیاوردی و یکی دیگرو جایگزینه من اوردی
و خیلی راحت تو آبروی من و بردی

یه روزی فقط دستای تو بود تو دستم ولی حالا حسابی وا نمیکنم روت اصلا
همرو میپیچیدم و پا شدی رو دستم خدایی تو وجوده تو احساسی بود اصلا ؟؟



دیگه برو فکر منم نباش و راحت
با هرکی هستی باش منم هواش و دارم
هرکی که با تو یا یه جورایی آشناس با تو
با این که بد بودی ولی باز شانس با تو
چون من حالیمه هنوزم حرمت نون و نمک
با این که همه حرفای تو دروغ بود و کلک
ما که از همه خوردیم خو میگی توام روش
میتونی این موزیکو بدی با صدای بلند گوش
میدونی امثال تو دور و ورم پرن کو
اون که باب میل منه و من بی تابشم
اون که به چشم نیاد بزرگترین ایرادشم
حتی به بدترین شکل بزنن زیرابشم
بازم دوسنته با دروغاش سیاه بشم
اون که به یادش من زیره بارون پیاده شب
قدم میزنم اما نیست عین خیالشم
من تو فکرش و اون بی استرس میخوابه شب

یه روزی فقط دستای تو بود تو دستم ولی حالا حسابی وا نمیکنم روت اصلا
همه رو میپیچیدم و پا شدی رو دستم خدایی تو وجوده تو احساسی بود اصلا ؟؟


شاید طبق معمول با یه شیشه مارتینی مستی
یا با دوست پسرت داری توی پارتی میرقصی
یا شایدم اون و مثل من آزارش میدی
یا خیلی ولو روی تخت ماساژش میدی
مثل من حرصت میدی که دیوونه بشی
سرش داد بزنی بگی تو خونه بشین
بگی جای نرو دوره همرو خط بکش
ولی خودت جلو آینه بکشی خط چشم
که به قرارت برسی و تو با اون باشی
میگن شیفتش شدی تابع قانوناشی
آخه مگه یه آدم تا این حد میشه بی رحم
نبودی ببینی تو نبودت چی کشیدم
آواره کوچه خیابونا شدم عین بی خونه ها درست عین دیوونه ها
با خودم حرف میزدم میگفتم بر میگرده میاد میمونه پیشم
فکر میکردم میدونی نباشی دیوونه میشم

یه روزی فقط دستای تو بود تو دستم
فکر میکردم میدونی نباشی دیوونه میشم
ولی حالا حسابی وا نمیکنم روت اصلا
همرو میپیچیدم و پاشدی رو دستم
فکر میکردم میدونی نباشی دیوونه میشم
خدایی تو وجود تو احساسی بود اصلا

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم اسفند 1388 توسط mina |

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم

الکی بگم جداشیم تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری

دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

 من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

 من فقط عاشق اینم روزایی که باتو تنهام

کارو بار زندگیمو بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم

بشینم یه گوشه ی دنج موهای تورو ببافم

عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم

حواست به من نباشه دزدکی تورو ببینم

سياوش قميشي

 


 اين همه دل بريدم و  جووني كردم

باز به خيالم هنره عين يه مردم

مي بردم و مي بريدم دل جلو روم بود

كل كل و كل خوابوندنامم  ارزوم بود

اخريا  دل به دل  يكي سپردم

جوري كه نفهمه داشتم از عشقش مي مردم

اما يواش يواش اومد دست منو خوند

بند دلم شد با نگاهش  منو ترسوند

دلموبرد سرمو برد دلمو برد سرمو برد

دلموبرد سرمو برد دلمو برد سرمو برد

از عشق اون مي مردم وقتي كه گول مي خوردم

مني كه شدم اواره بي عشق و بي ستاره

اين دفعه راستي راستي باز ميزنم  يه دستي

دل ميزنم به دريا  راه دلم رو  بستي اره راه دلم رو بستي

دلمو برد سرمو برد دلمو برد سرمو برد

دلموبرد سرمو برد دلمو برد سرمو برد

از عشق اون مي مردم وقتي كه گول مي خوردم

مني كه شدم اواره بي عشق و بي ستاره

اين دفعه راستي راستي باز ميزنم  يه دستي

دل ميزنم به دريا  راه دلم رو  بستي اره راه دلم رو بستي

پارسا چيليك

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم اسفند 1388 توسط mina |

منم عاشق عکسایی ام که ماه توشون خیلی بزرگه مثل این

Hosted by ImageHost.org

 

 

 

 بای تا آپ بعدی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم اسفند 1388 توسط mina |
برو بچ  من پروفایلم رو اصلاح کردم دوست دارید  برید بخونید

!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 توسط mina |

این کوچه ، کوچه دل منه که منو خودم خودم دست همو میگیریم ودست تو دست همدیگه  به دیواراش تکیه میدیم ،

توش  قدم بر میداریم

رو پله میشینیم با همدیگه شعر میگیم

اصلا  خلوتمون رو توی این کوچه به هیچ جای دنیا نمیدیم!

 

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 توسط mina |
سلام وچطورین و از این جور حرفا البته امیدوارم خوب باشین

بریم سر اصل مطلب اول اینکه داداشم بیست روز پیش دنیا اومد تولدش مبارکککککککککککککککک

خبر۲:آپاندیسم ترکید و راهی بیمارستان شدم جاتون خالی بیست رررروزهم مدرسه نرفتم!

خیلی بد بود امیدوارم گذر هیچکس به بیمارستان نیفته!اه اه اه ولی کلی بادکترا دوست شدم بردنم اتاق عمل اینقدر بادکترا شوخی میکردم که دکتره میگفت تو مطمئنی باید تورو عمل کنیم؟؟؟؟

البته قبل از اینکه برم بیمارستان به یه دکتر دیگه هم مراجعه کردم که گفت سرما خوردی خوب میشی

مردک هلپرک(عنکبوت)چسونک(سوسک)و..... هی مسکن میزد هی میگفت دردت افتاد؟؟؟

من میگفتم نه!

بعد اومدیم خونه خانوادم خوابیدن و منم تا صبح همه امواتم رو رویت نمودم!

خوب دیگه بای

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم دی 1388 توسط mina |
بازیگران فیلم کسی از گربه های ایرانی خبر نداره به کارگردانی بهمن قبادی کارگردان بین المللی سنندجی الااصل هستند اینم عکساشون البته حامد بهداد م بازی کرده که یادم رفت اول بگم

[تصویر: 610xvvv.jpg]

[تصویر: aiskbcwgun7n7rw7nywy.jpg]

[تصویر: 61749ep6g2ln9gn1p6pz.jpg]

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود